ترجمه مقاله سم هریس به مناسبت سالگرد یازده سپتامبر/ چرا ادیان خطری بزرگتر از تروریسم محسوب می شوند؟

733917_459566280781583_1539153903_n

سام هریس، فیلسوف و اندیشمند آمریکایی است، او که خدانباور است، از منتقدین بزرگ ادیان در دوره معاصر است.
او بر این باور است که باید اعتقادات مذهبی را به شکلی آشکارا و بی هیچ ترسی مورد پرسش قرار داد، چرا که ادیان تمدن بشری را در معرض خطر انقراض قرار خواهند داد.

در این نوشته، سام هریس به انتقاد از ادیان می پردازد و می گوید آموزش های مذهبی از زمان کودکی ، یک جنایت است، چرا که از زمان شکل گیری مغز کودکان، آنها را مورد شستشوی مغزی قرار می دهند و این غیر منصفانه است.

این ترجمه آزاد و خلاصه ای است از مقاله اخیر سم هریس که در دهمین سالگرد فرو ریزی برج های دوقلو نگاشته شده است. اصل مقاله را در زیر آورده ام و این نیز آدرس این مقاله در سایت سم هریس است.
_________________________________________________

دیروز دخترم از من پرسید که گرانش و جاذبه زمین از کجا می اید، او کودکی دو ساله و نیمه است. من می توانم دراین باره چیزهای بسیاری بگویم، چیزهایی که احتمالا او درک نخواهد کرد، اما صادقانه ترین پاسخ این است که من نمی دانم!

چه می شد اگر من می گفتم گرانش و جاذبه از طرف خدا می آید؟ احتمالا این جواب، حس زیرکی او را خفه می کرد و به او یاد می داد چگونه حس کنجکاوی و زیرکی خود را خفه کند.

چه می شد اگر من به او می گفتم که جاذبه روشی است که خدا به وسیله آن انسان ها را به جهنم پرتاب می کند؟ جایی که آنها در آتش می سوزند، و تو اگر به وجود خدا شک کنی، برای همیشه در آتش در جهنم خواهی بود؟!
هیچ فرد مسیحی یا مسلمانی نمی تواند یک دلیل محکم ارایه کند که چرا من نباید چنین چیزی بگویم، یا چرا چنین کاری اخلاقی نیست؛ البته که این روش برخورد با یک کودک، چیزی جز آزار هوش و احساسات آن طفل نیست.

در حقیقت من از هزاران نفر تا کنون شنیده ام که آنها از لحظه ای که توانسته اند حرف بزنند، به این روش ، توسط جهل و تعصب والدین خود، زیر فشار و حمله قرار گرفته اند.

اکنون ده سال از زمانی که بسیاری از ما با شوک تاریخی روبرو شدیم، زمانی که دومین هواپیما به برج جنوبی تجارت جهانی اصابت کرد. ما آنگاه فهمیدیم که ممکن است روند بسیار بد و غلطی در دنیای ما ادامه یابد، نه به دلیل اینکه زندگی غیر منصفانه است یا پیشرفت های اخلاقی غیر ممکن است، بلکه به دلیل اینکه ما نسل اندر نسل در منسوخ کردن ایده های بیهوده اجدادمان (ادیان)، قصور داشته ایم. خطرناک ترین این ایده ها به پیشرفت خود ادامه داده اند و همچنان به شکل اصلی خود در مغز کودکان آموزش داده می شوند.
زندگی چه معنایی دارد، هدف ما از زندگی روی زمین چیست؟ اینها سوالاتی بسیار بزرگ و دروغ از ادیان هستند. ما نیازی نداریم که به آنها پاسخ دهیم، چرا که آنها بسیار بد پرسیده می شوند، اما ما نیز می توانیم پاسخ های خود را به همان شکل مطرح کنیم. حداقل ما باید شرایطی را برای نشو و نما در این زندگی برای انسان ها ارایه کنیم، آن هم در شرایطی که این زندگی را فقط یکبار تجربه می کنیم.

منظور این است که ما نباید کودکان خود را از افکاری مانند جهنم بترسانیم و آنها را با افکار تنفر از کافران، مسموم کنیم. ما نباید به پسران بیاموزیم که زنان ملک آینده آنها هستند، و یا به دختران یاد بدهیم که آنها ملک کسی محسوب می شوند. همچنین ما نباید به کودکان خود بگوییم که تاریخ با یک معجزه آغاز شده و با یک معجزه لعنتی دیگر، در طی یک جنگ بین نیکوکاران و دیگران پایان میابد.

یک انسان باید دیندار باشد که به نابود سازی عمیق ذهن کودکان بپردازد، آنهم از زمانی که مغز کودکان در حال شکل گیری است، آنها را با وحشت و تعصب و موهوم پرستی پر کند، و هیچ کسی نمی تواند مسیحی یا یهودی و یا مسلمان، منکر وجود این روش شود.

چنین رفتاری با کودکان داشته باشد.
چنین روش خطرناکی ، تمام چهره ادیان را نشان نمی دهد، اما این دروغ ها، هسته مرکزی آن است.

هیچ ارتباطی بین کارهای خوب و ادیان وجود ندارد:

برای مابقی اجازه جامعه چون ارگان های نیکو کاری، تفکر زندگی، ما نیازی نداریم که هیچ چیزی را بر اساس دین بدانیم تا آنها را کار خوب بدانیم.

دینداران فورا به این نظر واکنش منفی نشان می دهند، در پاسخ به کارهای خوبی که به نام خدا شده اشاره می کنند و وجود میلیونها نفر را متذکر می شوند که در زندگی خود به کسی آسیب نرسانده اند. این یک حقیقت است، اما مرتبط با بحث نیست.

نباید فراموش کنیم که بسیاری از جنایات تاریخ، به صورت مستقیم مربوط به ادیان است.

دیگر ایدولوژی های خطرناکی که به جنایت دست زده اند، مانند استالینیسم و یا فاشیسم نیز به طرز خطرناکی به شبیه سازی ادیان پرداخته اند. قربانی شدن و قربانی کردن برای رهبر فرقه و یا ایدولوژی، از مفهوم پرستش (به مانند ادیان) ناشی می شود.

با ملاحظه رفتار گروه های ایدولوژیک می توان دید چگونه با استفاده از نادانی و ترس اجداد ما خدا ساخته شده است.
ده سال از زمانی که گروهی از افراد تحصیل کرده و از طبقه متوسط جامعه تصمیم گرفته اند برای رسیدن به بهشت، خود و سه هزار نفر دیگر را به کشتن بدهند، گذشته است.

این خطر، بسیار عمیق تر از خطر تروریست است، و اعلان جنگ علیه تروریست،پاسخ به آن نیست. ما باید القاعده را از بین ببریم، اما جامعه انسانی برای رسیدن به عقل سلیم و معقول شدن، نیازمند پروژه بزرگتری است.(باید با ادیان مبارزه کرد)

About ashkan.gh

{UPDATED} I'm a MA graduate student from University of Westminster from Iran. here i will post all that goes through my mind, my thoughts, interesting articles and videos and other fun stuff. All the posts here are what i liked personally or find in other sources. Do not let yourself be deceived: great intellects are skeptical. Friedrich Nietzche
This entry was posted in Articles, Farsi. Bookmark the permalink.